فریاد
((مد در جامعه امروزوشاید هم فرداها))
آنهایی که اهل مد هستند،این روزها ترجیح میدهند پاچه شلوارشان را تا بزنند. آنهایی که در مد دهه هشتاد میلادی مانده اند ((لوله تفنگی)) را ترجیح میدهند ویک نسل قبل ترشان با 55 سال سن هنوز چند روز اول عید را با شلوارهای پاچه گشاد وکت های یقه پهن میگذرانند. اما کدام یک از این مد ها زیبا تر است؟؟
لوله تفنگی،کت شلواریقه پهن یا پاچه گشاد والبته موهای بلند وفر خورده ؟ یقه پهن آرتیستیک تر است یا لوله تفنگی ؟ دیروز 20نفر در حملات شورشیان عراق کشته شدند.
روز قبل هم 20 نفر کشته شدند.روز ما قبل آن هم 20نفردیگر کشته شدند. به نظر هم میرسد فردا هم تعدادی از عراقیها وچه از نقاط دیگر دنیا کشته شوند. جان یک انسان مهم است.
حتی خیلی بیشتر از آنچه زیبایی نامیده میشود. به خصوص آنجا که انسان به خاطر اعتقادش خود را با بمبی منفجر میکند. چنین خبرهایی هر روز از جلوی چشمانمان میگذرد.اما آخرین باری که به یاد داریدیک فلسطینی دست به اقدامی انتحاری زد،کی بود ؟آخرین باری که از شنیدن کشته شدن 20بی گناه عراقی ناراحت شدید ،کی بود؟؟؟ وبه همین ترتیب آخرین باری که یک مد سال گذشته که آن را زیبا میپنداشتید دوباره دلتان را برد چه موقع بود؟چیزی که تکرار بشود یک نواخت خواهد شد وچیزی که یکنواخت بشود کهنه میشود.دیگر کسی حوصله دیدن آن را ندارد،حتی اگر زیباترین زیباییها بخواهد رخ نمایی کند،یا والاترین ارزشها بخواهد از انسانیت بگوید. دیگه نه کسی حوصله دیدن این را دارد،نه شنیدن آنرا.
((زیبایی ها همچنان زیبا هستند،آنها را از غبار روز مرگی بزداییم))
نظر شما چیه؟

به نام خدای بزرگ من
به نام خدای عزیزی که بهترین دین را به من داد
حالا بماند این که ما قدر نمیدونیم
مطلب این بار در مورد یک ایرانی است که در مجلسهای رقص آمریکا برای اونها میخوند
به گفته یکی از مجلس گرم کنهای ایرانی که در آمریکا زندگی میکند
گفته من به قول خود ایرانیها مرتد شدم وتغییر دین دادم
اما با این که تغییر دین دادم وگرایشی به اسلام ندارم
در روز عاشورا دوسال پیش من صبح از خواب بلند شدم هنگامی که خواستم از روی تخت بلند شم یهو گفتم یا حسین خیلی تعجب کردم.
اون روز خیلی دلم گرفته بود
ویادمه که در یک مهمونی دعوت شده بودم منم لباسم را پوشیدم اون روزهواخیلی گرم شده بود
وبه مهمونی رفتم در اونجا همه درحال خوردن مشروب ورقصیدن در دانسی بودن منم باید
طبق معمول مجلسشون را گرم میکردم اما اون روز هرچه سعی کردم شاد باشم نشد
اصلا دلم رازی نمی شود هرچه خواستم مشروب بخورم وبرم تو دانسی بخونم نشد
تا بوی مشروب به بینی من خورد حالم بد شد سریع رفتم بیرون از اونجا
یکی از آمریکاییها از یکی از میزبانها پرسید این چش شد
اونم گفت هیچی حالش بد شد
تا من برگشتم مرد آمریکایی دستش راروی دوش من گذاشت وپرسید چی شده
گفتم هیچی
مرد گفت مثل این که اهل خود آمریکا نیستی
من در حالی که رنگ در رویم نبود پرسیدم چطور مگه
یکی ازدوستانم پیشتازی کرد وگفت اون ایرانیه
مرد هم یه سری تکون داد وگفت پس تو به خاطرامامتون ناراحتی
گفتم چی؟
اون گفت مگر امروز سالروز قتل ناجیتون نیست
من بلا فاصله سروقت تقویم رفتم در تقویم هجری شمسی اون روز روز عاشورا بود پس من بی دلیل یا حسین نگفته بودم
من به خودم گفتم خاک بر سرم من که یک ایرانی هستم نمیدونم امروز عاشورا است
اما این آمریکایی باید بدونه
من نمیدونستم که امامم این قدر ما را دوست داره وبا این که تغییر دین دادم اما باز هم اجازه گفتن نامش را از من نگرفت
من بعد از روز توبه کردم ودوباره شیعه شدم
وخوشحالم که خیلی دیر نشده بود

((من نمیدونم در وبلاگ چه چیزی باید نوشت که هم مردم خوششون بیاد وهم نظر بذارن))
اگر دانلود برنامه و موسیقی بذارم نیاز به پهنای باند دارم پس فعلا کار سازنیست
اگر بخوام مطالب علمی بنویسم باید 100صفحه بنویسم که ثابت کنم مطلبم عملی است که بدون شک مردم هم آن را نخواهند خواند
اگر بخوام خبر بنویسم باید تمام سایتهای خبری را زیرو رو کنم تا بتونم یه خبر خوب در بیارم که نه سیاسی باشه نه ضد ایران ونه دروغ اخباری مثل این را هم جمهوری اسلامی در تلویزیون نشون میده
اگر مطالب عاشقی بنوسم میگن تکراریه یا قدیمیه
اگر مطلب آموزشی بنویسم فردا مردم سرو صداشون در میاد که ما انجام دادیم نشد نمیدونم نگرفت واز این جور حرفها
واگر هم بخوام غیر اخلاقی وغیر دینی کار کنم فردا می برنم زندان اوین که خدا نسیب کسی نکنه
حالا نمیدونم باید چه بنویسم که مردم بدشون نیاد وبه هیچ جناهی بر نخوره
به نظر شما وبلاگ متعادل خوب چه وبلاگیه؟

سلام به تمامی خوانندگان عزیز
اگر راجب به وبلاگ نظری یا انتقادی دارید برای من پیغام بگذارید
ممنون
<:P:>




